المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
368
مروج الذهب ( فارسى )
422 ذكر سياهان و نسبشان و اقوام و انواعشان و ديار مختلفشان و اخبار ملوكشان مسعودى گويد : وقتى فرزندان نوح در زمين پراكنده شدند فرزندان كوش بن كنعان به طرف مغرب رفتند تا از نيل گذشتند آنگاه از هم جدا شدند و يك فرقه ما بين مشرق و مغرب راه جنوب پيش گرفتند كه مردم نوبه و بجه و زنگ باشند و گروهى به طرف مغرب رفتند كه اقوام مختلفند چون زعاده و كاتم و مركه و كوكو و غانه و غيره از طوايف حبش و دمدم . آنها نيز كه به راه ما بين مشرق و مغرب رفته بودند از هم جدا شدند و قبايل گونهگون زنگ از مكير و مشكر و بربر پديد آمدند . سابقاً ضمن سخن از درياى حبشى از خليج بربرى و طوايف سياهان سواحل آن سخن داشتيم كه ديارشان بديار دهلك و زيلغ و ناصع پيوسته است و اين قوم پوست پلنگ و گورخر دارند كه لباسشان از آنست و از سرزمين آنها بديار اسلام آرند كه بزرگترين پوست پلنگ است و براى زين مناسب است درياى زنگ و حبشه بر جانب راست درياى هند است و آب آن پيوسته است و كاسه سنگ پشت از ديار آنها آرند كه مانند شاخ از آن شانه سازند و حيوانى كه بنام زرافه معروف است بيشتر بسرزمين ايشان باشد و بسرزمين نوبه نيز يافت شود ولى بديار حبش يافت نشود . درباره نژاد اين حيوان معروف به زرافه اختلاف كردهاند بعضى گفتهاند مبدأ نژاد آن از شتر بوده است و بعضى ديگر گفتهاند از جفت گيرى شتر و